قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

519

تاريخ الفي ( فارسى )

« امّا بعد ، خداى تعالى تو را و ما را عافيت دهاد . من كه در اين جنگ مبالغه نمودم غرض طلب خون عثمان داشتم و نمىخواستم كه در آن كار به مداهنه و مساهله منسوب گردم و حقّ عثمان را فروگذارم و با خويشتن مىانديشيدم كه به اين محاربه كينهء عثمان بازخواهم و اگر ميسر نشود در اثناء آن كشته شوم سهل باشد ؛ چه ، مرگ با نام نيكو بهتر از زندگانى باشد در خوارى . و چون اين جنگ دور و دراز كشيد و از جانبين كشش بسيار شد در مخلص و مقطع اين كار تفكّرى زياد كردم . به خاطر چنان آمد كه جز قرآن ميان من و تو حكم نكند ، بنابراين تو را به حكم قرآن خواندم و غرض اصلى و مقصود كلّى آن است كه ميان ظالم و مظلوم فرق ظاهر شود و به لوازم امر معروف و نهى منكر قيام نمايم . و قرار آن است كه هرچه قرآن زنده كند تو نيز زنده كنى و هرچه قرآن آن را محو كند تو نيز محو كنى تا اين كار به قطع و فصل رسد ، ان شاء اللّه تعالى . و السّلام . » و چون امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، اين نامهء نوشته را مطالعه فرمود ، نامه‌اى به عمرو عاص نوشت بدين منوال : « امّا بعد ، دنيا به نمايش بىاصل و آرايش باطل مردم را از آخرت بازدارد و از تحصيل اسباب نجات منع كند و هركس از دنيا اندك چيزى به دست آرد حرص او زياده شود و رغبت او در جمع ذخائر بيشتر گردد ، چندانكه جمع كند سير نشود و عاقبت كار هرچه جمع كرده باشد ببايد گذاشت . عاقل آن است كه دل در اسباب دنيا نبندد و به زخارف بىبقاء او مغرور نشود و همّت بر خير باقى مصروف دارد و از گذشتگان پند گيرد . و تو اى عمرو ! در حرصى كه دارى و اين حيله‌ها كه جهت ولايت و دولت پيش گرفته‌اى و اعتمادى كه بر حصول آن مراد كردى در غلطى عظيم افتادى . يقين بدان كه آن ولايت اگر تو را مسلّم شود پايدار نخواهد بود و سخت زود زوال [ است ] و انقلاب بدان راه خواهد يافت : كه دنيا غدّارى است كه با كس وفا نكرده ، با تو هم وفا نكند . بايد كه اين معنى به حقيقت دانى [ تا ] به سبب مال و جاه دنيا معاويه را در كار باطلى كه پيش گرفته است مدد و معونت نكنى و السلام . » جواب « 1 » عمرو عاص نامهء امير المؤمنين را : « امّا بعد ؛ خطاب بزرگوار رسيد و مضمون آن معلوم گشت و نصايح و مواعظى كه فرموده بودى به سمع و طاعت شنيده شد . بايد كه كلفت ميانهء ما به الفت مبدّل شود تا حقّ ظاهر گردد . و هركس كه در حوادث روزگار با خصم خويشتن به حكم قرآن رضا دهد كمال انصاف و اطاعت الهى مرعى داشته باشد . و معاويه به حكمى كه در اين كار قرآن بر او خواهد كرد

--> ( 1 ) . هرسه نسخه : نامه . - و .